همیشه از خدا خواسته هایی داریم ...موقعیتهایی رو توی رویاهامون تصور میکنیم و از ته دل آرزو میکنیم که خدایا این حاجت منو بده ...خدایا اگه بشه چی میشه! ولی آیا خواسته های ما از اوستا کریم خواسته واقعی ایست یا اینکه خودمون با کمی تلاش میتونیم بدست بیاریم..آیا توشه ای برای آخرتمون میشه یا هیزمی برای فردا؟....
از خداوند خواستم درد را از من بگیرد.
خداوند گفت نه.
وظیفه من نیست دردت را از بین ببرم. تو خودت باید دردها را رها کنی.
از خداوند خواستم فرزند معلول مرا شفا بخشد.
خداوند گفت نه.
روح فرزندت سالم است جسم هم موقتی است.
از خداوند خواستم به من بردباری عطا کند.
خداوند گفت نه.
بردباری حاصل فرعی آزمایشات سخت است. اعطایی نیست بلکه باید آن را به دست
آوری.
از خداوند خواستم رنج را از من بگیرد .
خداوند گفت نه .
رنج شما را از جاذبه های دنیایی دور میکند و به من نزدیک.
از خداوند خواستم روحم را تعالی بخشد.
خداوند گفت نه.
شما باید خودتان رشد کنید و من به شما شکل می بخشم که بارور شوید.
از خداوند خواستم همه چیزهایی که موجب لذت بخش بودن زندگی میشود به من
بدهد.
خداوند گفت نه.
به شما زندگی می دهم تا از همه چیز لذت ببرید.از خداوند خواستم به من کمک کند
دیگران را همان قدر دوست داشته باشم که او مرا دوست دارد.
خداوند گفت هان... سرانجام سر عقل آمدی.
از خداوند خواستم برایم دوستانی بفرستد.
او شما را فرستاد...
+
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 21:54 توسط افسونگر
|